ریاض السالکین (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نویسنده سید علی خان مدنی
موضوع دعا
زبان عربی
تعداد جلد ۷
محقق محسن‌ الحسينی الامينی

رياض السالكين

کتاب «ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین»، تألیف سید على خان حسینى مدنى (م، ۱۱۲۰ ق) است که ‌ادعیه کتاب شریف «صحیفه سجادیه» را شرح داده است. این شرح آکنده از مباحث مختلف ادبى، قرآنى، فقهى، کلامى و تاریخى است به گونه‌اى که این کتاب را به دایرة المعارفى از معارف ارزشمند اسلامى تبدیل کرده است.

معرفی کتاب

صحیفه سجادیه، شرح‌ها و تفسیرهاى گوناگونى بر خود دیده است که یکى از شروح «کامل و جامع» آن، همین کتاب «ریاض السالکین» است.

مؤلف در مقدمه، ضمن معرفى کتاب «صحیفه سجادیه» و ارزش و مقام آن، مختصرى از شروح صحیفه از جمله شرح شیخ بهایى را بررسى کرده، ضمن بیان نقاط قوت و ضعف آنها، غرض خود را در تألیف کتاب بیان مى‌کند. در جاى جاى مختلف کتاب نیز هماره از شرح شیخ بهایى یاد مى‌کند. همین امر منجر شده است که ارتباط و تأثیر شرح شیخ بهایى بر «ریاض السالکین» مورد توجه محققان قرار گیرد.

روش مؤلف در بسط و شرح مطالب صحیفه بدین گونه است که پس از تقطیع قسمت‌هاى مختلف هر دعا، مفردات هر قسمت را توضیح مى‌دهد و سپس در قالب «تنبیه» و «تبصره» به برخى نکات، به تناسب مى‌پردازد.

تسلط و تبحر مؤلف در علوم و فنون مختلف، در جاى جاى کتاب به چشم مى‌خورد. از بحث «مراتب توحید» گرفته تا مباحثى همچون «اشتقاق لفظ ملائکه» و «تحقیق در جواب لَو»، همگى نشانه تبحر مؤلف در مجموعه علوم اسلامى مى‌باشد.

گذشته از این کتاب ارزشمند، با سیرى در آثار و تألیفات «سید على خان» احاطه علمى مؤلف بیشتر آشکار مى‌گردد. وى کتاب‌هایى در ادبیات همچون «الحدائق الندیة فی شرح الصمدیة» و «موضح الرشاد فی شرح الإرشاد (در علم نحو)» و «رسالة فی أغلاط الفیروزآبادی فی القاموس (در علم لغت)» و کتاب‌هایى در تراجم همچون «سلافة العصر (در شرح احوال ادبا قرن یازدهم)» و کتابى در طبقات الشیعة به نام «الدرجات الرفیعة فی طبقات الشیعة» به رشته تحریر درآورده است.

سید على خان، به جز شرح ادعیه صحیفه کتابى در ادعیه مأثور از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و اهل البیت علیهم السلام نگاشته که گویا به انجام نرسیده است و صاحب ریاض العلماء درباره این کتاب مى‌گوید: «إنه لا یخلو من فوائد جلیلة».

محتوای کتاب

کتاب «ریاض السالکین» در هفت جلد به شرح ذیل منتشر شده است:

  • جلد اول: از آغاز بررسى سند صحیفه تا پایان دعاى دوم.
  • جلد دوم: از شرح دعاى سوم صحیفه تا پایان دعاى دوازدهم.
  • جلد سوم: از شرح دعاى سیزدهم تا پایان دعاى بیست و دوم.
  • جلد چهارم: از شرح دعاى بیست و سوم تا پایان دعاى سى و یکم.
  • جلد پنجم: از شرح دعاى سى و دوم تا پایان دعاى چهل و سوم.
  • جلد ششم: از شرح دعاى چهل و چهارم تا بخشى از دعاى چهل و هفتم.
  • جلد هفتم: از ادامه شرح دعاى چهل و هفتم تا پایان صحیفه سجادیه.

در اینجا به چند مبحث جالب که لابلاى کتاب گنجانده شده است، اشاره مى‌کنیم:

- بحثى کوتاه در باب تعریف عبادت و انواع آن از دید حکماء: عبادت، آن دسته از کارهاى مکلف است که برخلاف میل و هواى نفسانى و به قصد تعظیم پروردگار صورت مى‌گیرد. حکما آن را سه گونه مى‌دانند: یکم- آنچه بر بدن و جسم مکلف است، همانند نماز و روزه و سعى در حج. دوم- آنچه بر نفوس آدمى است، همانند اعتقادات صحیح مثل اعتقاد به توحید و... سوم- آنچه به سبب روابط اجتماعى پدید مى‌آید که معاملات و مزارعات و مناکح و... از این گروه هستند.

- بحثى در تفاوت میان علم و ادراک: برخى معتقدند که معرفت، به ادراکى اختصاص دارد که به آثار متوجه است نه به «ذات» به خلاف علم که غالبا به ادراک ذات بر مى‌گردد. بنابراین هیچ‌گاه در مورد شناخت خداوند تعبیر به علم نمى‌شود بلکه گفته مى‌شود «معرفت» خداوند. همچنین معرفت به موردى اختصاص دارد که «موجود» باشد، به خلاف علم که به «وجود» و «جنس» و «علت» و «کیفیت» نیز اطلاق مى‌شود، به همین سبب است که گفته مى‌شود، خداوند به فلان چیز «عالم» است نه این که خداوند به فلان شى‌ء «عارف» است، زیرا «عرفان و معرفت» به علم غیرعمیق دلالت دارد. همچنین از موارد اختلاف «معرفت» و «علم» این است که، معرفت آن دانشى است به تأمل و تفکر محتاج است به خلاف علم که عام‌تر از معرفت مى‌باشد.

- بحثى در ماهیت اخلاق و امکان تغییر آن: درباره اخلاق، اقوال گوناگونى وجود دارد. برخى معتقد هستند که اخلاق همانند خلقت آدمى، غریزى است و امکانى در تغییر آن (چه به سوى بدى و چه به سوى خوبى) وجود ندارد. روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در همین مورد نقل شده است که: «من آتاه الله وجها حسنا و خلقا حسنا فلیشکر الله». بنابراین محال است که مخلوقى بتواند کار خداوند را تغییر دهد و از این روست که تکلیف به تهذیب اخلاق، تکلیف بما لا یطاق است! در مقابل برخى معتقد هستند که اخلاق امرى اکتسابى است، همچنان که روایت شده است که: «حسّنوا أخلاقکم». اگر اخلاق امرى اکتسابى (و قابل تغییر و تحول) نبود، این قبیل «امرها» صادر نمى‌شد... .

منابع

متن کتاب

رياض السالكين فی شرح صحیفة سید الساجدین